- هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست
از چشـــم خـود بپـرس که مـــا را که می کشد
جانـا گنـاه طـالـع و جـــرم ستاره نیست
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت   توسط غلامرضا
|
زمانی که گلهای کویر قلبم پژمرده می شوند ، میروم به حویلی و جغلها را کنار میزنم و فضای کوچکی را برای ایجاد یک باغچه کوچک و جدید درست میکنم.از دشت روبروی خانه با سطل خاک آفتاب خورده می آورم و در باغچه میریزم. در وسط باغچه یک بوته بنفشه می کارم و در یک کنج آن حسن یوسف ها را گلدان بیرون می آورم و در خاک باغچه میکارم. گرداگرد آن را هم با تاج خروسهای سرخ رنگ پر می کنم.باغچه را با آفتابه آب میدهم. خاک باغچه نشست میکند و دوباره امید در درونم جوانه میزند.....
( لبخند)
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت   توسط غلامرضا
|
- هنگام ترنم و تماشاست ...

گل بسم الله (اقاقيا)

شكوفه هاي شفتالو
- يا رب از ابر هدايت برسان باراني ...
+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت   توسط غلامرضا
|
اينجا تنها چشم انداز يك حويلي است.با دو ديدگاه بصري...

* ديدگاه طبقه ذكور *

* ديدگاه طبقه اناث *
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت   توسط غلامرضا
|
- از بدبختیهای مردم وطن هر چه بگویم ، باز هیچ نگفته ام ....
- مزار مزار است .
بلخ هم چیز دیگری است از نظر زراعتی .
- گویند که سنگ لعل شود در مقام صبر * آری شود ولیک به خون جگر شود
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت   توسط غلامرضا
|
پیش بیا پیش بیا پیشتر * تا که بگویم غم دل بیشتر
........
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت   توسط غلامرضا
|