Come on ...
-
هميشگي ترين من لاله نازنين من
بيا که جز به رنگ تو دگر سحر نميشود
فکر رسيدن به تو فکر رسيدن به من
از تو به خود رسيده ام اين که سفر نميشود
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت   توسط غلامرضا
|
نگو
نگو نگو نمی آیم،میدانی؟
برایم سخت است،میدانی؟
حالا که خوب می دانی دلم هوایت را کرده و امید در دلم جوانه زده،نگو نگو نمیام...
وای خدا،خوابهایم چقدر سبز است،بیا و تماشا کن...
تماشای تو را دوست دارم...
تو عزیزم با چشمانت مرا مست می کنی،میدانم
این وبلاگ هم آرام و بی صدا یکساله شد....می دانی؟