تبليغاتX
ریحان سبز - وقتی که او بخواهد...

ریحان سبز

وقتی که او بخواهد...

وقتی که او بخواهد به همین سادگی که می خوانی روی می دهد:

- یک روز که از کار بیابان به طرف خانه مان می آمدم ، یک عدد اتوبوس را دیدم که از خیابان اصلی روستا به سمت جاده می رفت.

یک عدد بچه محل مهربان ! را هم دیدم که پنجره اتوبوس را باز کرد و داد زد:

" غولام ریضا! بیا کی بوریم کربلا!"

دست تکان دادم و لبخند زدم و داد زدم:

" خو زودتر موگوفتی ، قد از ای حال و روز پر از خاک کی نمو شه!"

جلوتر دیدم که یک عدد پیرمرد که یک عدد گونی پر از علف بر پشت و یک عدد داس در دست داشت ، گونی و داس را یک گوشه در کنار خیابان روستا گذاشت و سوار شد و رفت کربلا ! بی هیچ مقدمه ای و با دنیا دنیا اشتیاق...

- وقتی که او بخواهد به همین سادگی که می خوانی روی می دهد:

.

.

.

.

بی هیچ مقدمه ای و با دنیا دنیا اشتیاق...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت   توسط غلامرضا  |